مقدمه:

      مهم ترين ويژگي جهان امروز، تغييرات گسترده، افزايش پيچيدگي و رقابت هاست، بنابراين شركت هاي جديد با محصولات جديد و با فن آوري بالا كه بتواند محصولات و خدمات بهتري را براي عرضه به جهانيان توليد كند، از مهم ترين دغدغه هاي مديران و مسئولين مي باشد. در اين ميان شركت هاي دانش بنيان به عنوان شركت هاي كوچك و متوسط كه با استفاده از دانش محصولات نوين وارد بازار مي نمایند از اهميت بسزايي برخوردار هستند. در شركت هاي  دانش بنیان، رشد اقتصادي و ايجاد اشتغال، متناسب با ظرفيت نوآوري تحقق مي يابد. بدين معني كه دستاورد هاي تحقيق و توسعه به طور پيوسته از طريق سرمايه  گذاري به محصول، فرايند و يا سيستم هاي نوين تبديل مي گردد و دسترسي به ظرفیت هاي سرمايه گذاري براي كارآفرينان و پژوهشگران عامل مهمي در ايجاد نوآوري و بهره برداري از توان فناوري در اقتصاد ملي است (احمدی جشوقانی و اسماعیلیان، 1395).

        « شرکتهای  دانش بنیان» ازجمله مؤثرترین عوامل ایجاد اشتغال، نوآوری، توسعه  سیستمهای اجتماعی و شکل گیری و رشد اقتصاد دانش بنیان در هر کشوری هستند. این شرکتها که معمولاً، برای پاسخگویی به نیاز مشخصی در بازار شکل  می گیرند محلی برای تبدیل  ایده های جدید به محصولات و خدمات  مشتری پسند هستند . برگ برنده  شرکتهای  دانش محور نوپا «خلاقیت[1]»، «نوآوری[2]»، « انعطافپذیری[3]» و «انگیزه بالای مؤسسان» است؛ یعنی همان چیزی که معمولاً  شرکتهای بزرگ به دلیل ساختار کند، دیوانسالاری و  سلسله مراتب بلند خود در آن  به شدت مشکل دارند(انصاری و حق شناس گرگابی ، 1395) .

          از دیدگاه دولت ها، شرکت های دانش بنیان منابع مهم درآمد و اشتغال و درنهایت نیروی مهم تأثیرگذار بر توسعة اقتصادی شناخته می شوند. با پذیرش اهمیت روزافزون علم و فناوری در توسعة اقتصادی، پیامد منطقی آن یعنی اهمیت چشمگیر ایجاد ظرفیت تولید نوآوری مبتنی بر علم در جامعه نیز خود را نمایان می سازد . نقش مهم شرکت های دانش بنیان در اقتصاد و نیز اشاعة فناوری در شبکه های نوآوری، اهمیت وجود چنین شرکت هایی را در جوامع امروزی مشخص می کند. افزایش نرخ اشتغال زایی، فروش، صادرات و تشکیل سرمایه ماحصل فعالیت شرکت های دانش بنیان در عرصة اقتصاد و کمک به انتقال فناوری از بخش های تحقیقاتی به بخش های تولیدی و صنعتی نتیجة فعالیت این گونه شرکت ها در زمینة اشاعة فناوری است (منصوری و همکاران ، 1396).

 تعریف شرکت دانش بنیان

             مطابق ماده یك قانون حمایت از شرکتهای دانش بنیان، شرکت و مؤسسه دانش بنیان، شرکت یا مؤسسه خصوصی یا تعاونی است که به منظور هم افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجار ی سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناور یهای برتر و با ارزش افزوده فراوان، تشکیل می شود (قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان ،1389).

           شركتهاي دانش بنيان، زير مجموعه اي از شركت هاي كوچك و متوسط هستند كه به طور مستقل فعاليت مي كنند. اين شركت ها بيشتر در زمينه الكترونيك، مهندسي مكانيك، فناوري دارويي، بيو فناوري، فناوري نانو، فناوري زيست محيطي، فناوري اطلاعات و ساير فناوريهاي در حال ظهور و پيشرفته فعاليت دارند. از ويژگي هاي مشترك اين سازمان ها مي توان پتانسيل نسبتاً زياد براي رشد، نياز به تأمين مالي از بيرون به دليل زمان بر بودن توسعه محصول، تمركز بر بازارهاي مشخص كه نياز جهاني براي آنها وجود دارد، گرايش به راه اندازي در يك انكوباكتور (پارك علمي)، شكل گرفتن به وسيله تيم ها و راه اندازي شده به وسيله كارآفريني با تحصيلات بالا را نام برد (احمدی جشوقانی و اسماعیلیان، 1395).

          عبارت «شرکت دانش بنیان»، در مبانی نظری، اشاره به  شرکت هایی دارد که یادگیرنده و خالق دانش هستند و از دانش(چه ضمنی چه آشکار)  برای توسعه محصولات و  فناوری های خود استفاده  می کنند. در واقع، این مفهوم بیشتر به  سازمان هایی اشاره  می کند که از فرآیندهای خلق و  به کارگیری دانش برای پیشبرد  کسب وکار خود استفاده  می کنند(انصاری و حق شناس گرگابی ، 1395).

         سازمان كارآفرين دانش بنيان بايد داراي ويژگي هايي از قبيل  مرزهاي  انعطاف پذير،   مشوق هاي پرقدرت،  ساختار غيربوروكراتيك،  سلسله مراتب مسطح،  فرهنگ نوآوري و كارآفريني باشند(دانش فرد، 1395).

 

انواع شرکت های دانش بنیان:

الف-شرکت هایی که فقط اعضای هیات علمی مالک آن هستند.
   چنانچه سهام دانشگاه کمتر از  50 درصد باشد،شرکت دانش بنیان شرکتی خصوصی است که باید تابع قانون تجارت باشد و در اداره  ثبت شرکت ها ثبت شود.
ب-شرکت هایی که دانشگاه ها نیز در آن مالکیت دارند.
    چنانچه سهام دانشگاه 50% یا بیشتر باشد،شرکت دانش بنیان شرکتی دولتی است.(مهمترین اصل شرکت دانش بنیان دولتی ، اصل خدمات علمی ،فنی و تحقیقات می باشد).

           با توجه به اینکه میان حمایت­های قانون برای انواع شرکت­ دانش بنیان از نوع “شرکت دانش بنیان تولیدکننده کالا/خدمات دانش بنیان“، “شرکت دانش بنیان صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان” و “شرکت دانش بنیان نوپا” تفاوت وجود دارد،‌ لازم است در ابتدا شرکت­ متقاضی دانش بنیان شدن در صورتی که شرایط تولیدی را دارند، بصورت تولیدی تأیید شوند و اگر شرایط تولیدی را ندارند بصورت شرکت دانش بنیان نوپا و سپس بصورت شرکت دانش‌بنیان صنعتی بررسی شوند. با این توضیح، حتی زمانی که در زمان ارجاع شرکتی به کارگزار اعلام می­شود که شرکت به عنوان تولیدی ارزیابی شود نیز، در صورتی که شرکت شرایط تولیدی را ندارد،‌ باید بعنوان نوپا یا صنعتی نیز بررسی شود.

          هر شرکت دانش بنیان با توجه به حجم کاری، سابقه و سطح فعالیت خود می تواند در یکی از سه دسته شرکت دانش بنیان نوپا، شرکت دانش بنیان تولیدی و شرکت صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان جای گیرد.( http://www.ejavan.net/daneshbonyan)


تعداد کل شرکتهای دانش بنیان:   3278         

تعداد شرکت‌های دانش بنیان تولیدی:       802

تعداد شرکت‌های دانش بنیان صنعتی:       711

تعداد شرکت‌های دانش بنیان نوپا: 1765                    (  http://pub.daneshbonyan.ir/)

خصوصیات شرکت های دانش بنیان

شرکت های دانش بنیان،اساساَ کالا تولید نمی کنند و عموماَ،زمین یا ماشین آلات خاصی نیز ندارند.بلکه همیشه عده ای از افراد تحصیلکرده و با تجربه اطلاعاتی تولید می کنند که این اطلاعات ، محصولات اصلی شرکت محسوب شده و برایشان درآمدزایی دارد.

 شاخص های تشخیص شرکت های دانش بنیان

   شاخص های تشخیص شرکت های دانش بنیان،به دو دسته شاخص های عمومی و اختصاصی تقسیم می شوند.
الف: شاخص های عمومی
 احراز حداقل دو مورد از شرایط ذیل برای دو سوم از اعضای هیات مدیره شرکت ضروری است:
1- مدرک کارشناسی
2-حداقل 3 سال سابقه فعالیت کاری یا علمی در حوزه فعالیت شرکت
3- یک اختراع ثبت شده ارزیابی شده داخلی یا یک اختراع بین المللی مرتبط با حوزه کاری شرکت
4-حداقل نیمی از درآمد شرکت در یک سال مالی گذشته ، ناشی از فروش فناوری،کالا و یا خدمات دانش بنیان از طریق قرارداد باشد.
5-سابقه بیمه پرداختی برای حداقل 3 نفر از کارکنان تمام وقت شرکت،حداقل 6 ماه باشد.

ب-شاخص های اختصاصی

   شرکت متقاضی باید علاوه بر دارا بودن شاخص های عمومی،واجد کلیه شرایط اختصاصی در یکی از دسته های ذیل نیز باشند:
1-شرکت های تولید کننده کالاهای دانش بنیان
2-شرکت باید تولید کننده کالای دانش بنیان مطابق فهرست کالاهای دانش بنیان مصوب کارگروه باشد که در 2 سال گذشته آن ها را در قالب کالاهای جدید یا ارتقاء یافته عرضه کرده و دانش فنی آن را بواسطه انتقال یا ایجاد دانش فنی،از طریق فعالیت های تحقیق و توسعه،نهادینه کند.

https://daneshbonyan.isti.ir))

 

معیارهای تشخیص محصولات دانش بنیان
1- دارای پیجیدگی فنی بوده و تولید آن نیاز به تحقیق و توسعه ی هدفمند  توسط یک تیم فنی خبره داشته باشد

2- در حوزه ی فناوری های بالا و متوسط به بالا باشد

3-   تحقیق و توسعه برای حفظ توان رقابتی آن محصول در بازار به صورت مداوم انجام شود

4- عمده ارزش افزوده ی آن کالا، خدمات ناشی از دانش فنی و  نوآوری فناورانه باشد.
.( http://www.ejavan.net/daneshbonyan)

ساختار سازمانی  شرکت های دانش بنیان:

      دو گونه اقدامات يا فعاليت هاي مديريت شركتهاي دانش  بنيان در خصوص ساختار سازماني عبارتست از: 1) طراحي (مجدد) ساختار توليد اصلي از ديدگاه دانشی و تطبيق ساختار كنترل با ساختار توليد به دست آمده و 2) انطباق ساختارهاي توليد و كنترل موجود با تقاضاهاي دانشي به كمك اقدامات تكميلي طراحي ساختار. اين دو روش بيشتر تحت دو عنوان اصلي ساختارهاي پايه [4] و ساختارهاي پشتيبان [5] معرفي شده اند. ساختارهاي دانش محور پايه عبارتند از: سازمان هاي  تيم محور[6]، ساختارهاي  شبكه اي،  سازمانهاي تركيبي (فرامتن).  

   ساختار تيم محور: تيم، عموماً به گروهي از افراد اطلاق مي شود كه براي رسيدن به يك هدف مشترك با هم كار  مي كنند.  جايگاه تيم در طراحي  سيستمهاي فني- اجتماعي و نقش محوري آن در مطالعات مديريت ژاپني ها بر مفاهيمي چون  تيمهاي ناب [7]و تيم هاي به موقع[8] متمركز شده اند. مزيت اصلي ساختار تيمي آن است كه  تيم ها مي توانند براي يكپارچگي دانش مورد نياز  وظيفه اي خاص، طراحي شوند. تشكيل چنين تيمي در نهايت منجر به بهبود و ارتقاء همه فرايندهاي دانش درون تيم خواهد شد. اشكال اصلي تيم ها نيز آن است كه پيوستگي زياد اعضا كه البته براي موفقيت تيم هم ضروري است، خود مانعي اساسي بر سر راه ارتباط با ساير  تيمها خواهد بود و اين به اكتشاف و كاربرد دانش بين تيمي آسيب خواهد زد (دانش فرد، 1395).

        ساختار شبكه اي: شبكه ها را مي توان به عنوان واحد ساختاري در نظر گرفت كه در آن ارتباط اعضا براساس جايگاه پرسنلي و يا جايگاه فني آن ها در سازمان شكل مي گيرد. اين ساختار، بيشترين درجه آزادي را براي دانشگران در طراحي و ايجاد روابط كاري شان به دنبال دارد. مقهوم ساختار شبكه اي بسياري از اشكال سازماني را كه شبيه ساختار ادهوكراسي هستند، زير چتر مفهومي خود دارد.  سه عنصر اصلي،  شبكه هاي مختلف سازمان را به يكديگر پيوند مي زند: اول از ائتلاف افراد و شايستگي هايشان به عنوان سنگ محك طراحي استفاده  مي كنند. دوم بر اهميت  شبكه هاي ارتباطي جانبي، درون و مابين واحدهاي توليدي تأكيد مي ورزند و سوم  مديريت عالي را به عنوان  تسهيل گر، معمار و پشتيبان تلقي مي كنند.  شبكه ها از طريق گسترش ارتباطات و تعاملات انساني موجب تسهيل و تسهيم دانش ضمني مي شوند.

         ساختار تركيبي(فرامتن): نوناكا و تاكوچي (1995) يك شكل ساختار سازماني را تشريح  كردهاند كه تركيبي است از سازمان  وظيفه اي سنتي (كه بر اساس بازده دريافتي بررسي مي شود) و سازمان پروژه محور (كه مزاياي انعطاف پذيري مورد نياز دانش آفريني را مورد تأكيد قرار مي دهد). اين سازمان هرمي شكل، از دو لايه اصلي تشكيل شده است. لايه زيرين، سيستم اصلي كسب و كار سازمان است كه براي فعاليت هاي روتين و عملياتي طراحي شده است و ساختاري سلسله مراتبي دارد. لايه بالايي، يك تيم  پروژه اي است که فعاليت هاي دانش آفريني را ساماندهي  مي كند. اين تيم، شامل افرادي ويژه از همه دواير فعال در لايه پاييني است كه تا تكميل پروژه در تيم حضور دارند. اصولاً مي بايد اين دو لايه بيشتر حالت مكمل يكديگر را داشته باشند تا اين كه باهم نامتجانس و ناسازگار باشند. براي تحقق اين امر، سازمان به يك فرهنگ مشاركتي قوي نياز دارد تا لايه تيم محور را به لايه بروكراتيك و سلسله مراتبي پيوند دهد. نوناكا اين فرهنگ ارتباطي را پايگاه دانش سازمان مي نامد. نوناكا از آن رو اين سازمان را فرامتن  نامگذاري كرده است تا نشان دهد كه تركيب دانش موجود بين لايه هاي سازمان، در گذر زمان نيازمند وجود خط ارتباط ساكن بين بخشهاي مختلف و لايه هاي سازمان است كه بتوانند در زمان مورد نياز فعال شوند. اين همانند خط هاي ارتباطي فرامتن است كه وب سايت ها را به هم متصل  مي كند. 

سازوكارهاي متعددي براي ارتقاي ساختارهاي سازماني موجود از ديدگاه توسعه فرايندهاي دانش معرفي و تشريح شده اند كه به ساختارهاي دانش محور پشتيبان معروفند. برخي از آنها عبارتند از: 

      مراكز دانش: سازمان ممكن است وظيفه افزايش و  روان سازي جريان دانش و فرايندهاي دانش را به بخش يا دايره خاصي واگذار نمايد. براي مثال ممكن است كتابخانه سازمان، بر اساس كتب و اسنادي كه نگهداري  مي كند خدمات ترسيم نقشه دانش را نيز به عهده گيرد كه با اين كار فرايندهاي انتقال دانش را تسهيل كرده است. 

      نقشها و وظايف  دانشمحور: كه از آن جمله  مي توان كارشناس ارشد دانش[9]، مدير دانش و واسطه دانش[10] را نام برد. وظيفه اين افراد، عموماً وظايف كنترلي است كه در سطح استراتژيك يا عملياتي انجام شده و هدف آن فراهم آوردن  زيرساخت هاي مناسب مورد نياز براي دانشگران در جهت انجام كامل وظايفشان است. 

     ارتباطات جانبي: هرتوگ و هويزنگا (2000) اشكال مختلفي از ارتباطات جانبي دانش را كه هدف آن فراتر رفتن از مرزهاي ساختارهاي كنوني است معرفي  كرده اند. از آن جمله برپايي «حلقه هاي تخصصي» است كه متخصصين  تيم هاي مختلف و واحدهاي سازمان را براي بحث در يك حوزه مشخص و تبادل انديشه ها و تجارب گرد هم مي آورد. برنامه هاي گردش شغلي نيز مي تواند ابزار مناسبي براي برقراري روابط جانبي باشد. 

      گروه هاي غيررسمي: اين گروه ها از افرادي تشكيل شده اند كه در علايق و برداشت هاي خود نسبت به فعاليت هاي كاري، از اشتراكاتي برخوردار هستند.اين گروه ها، صحنه اي براي گفتگو، فراگيري، معناشناسي و ماهيت شناسي هستند و مهم ترين هدف آن ها، آسان سازي اشتراك دانش بين افراد گروه و تقويت سطح دانش آن ها است . برخي از اين ساختارهاي نيمه رسمي يا غيررسمي عبارتند از: انجمن  هاي كاري، گروه هاي تخصصي، حوزه محصول، واحدهاي وظيفه اي، تيم هاي پروژه اي. تفاوت گروه ها با تيم در ساختار غيررسمي آن ها  و تفاوت آن با شبكه ها در تمركز آن ها بر روي موضوع خاص است (دانش فرد، 1395).

زمینه های فعالیت شرکت های دانش بنیان

1-انجام تحقیقات کاربردی 
2-ارایه خدمات تخصصی و مشاوره ای (خدمات علمی و تحقیقاتی و فنی) 
3-تولید محصولات یا فناوری نوین(توسعه فناوری) 
4-انجام خدمات نظارتی بر تحقیقات پژوهشی،اجرایی و مشاوره ای
5- ارایه ی خدمات توسعه کار آفرینی
6-ایجاد مراکز رشد و خدمات ایجاد و توسعه ی کسب و کار
7-ارایه ی خدمات توسعه ی محصول جدید
8-ارایه ی خدمات ورود کسب و کاربه بازار بین المللی و جهانی کردن آن ها
9-برنامه ریزی و اجرای طرح های توسعه ی کارآفرینی در سطوح ملی ، منطقه ای و محلی

حمایت های دولتی از شرکت های دانش بنیان

    شرکت های دانش بنیان از حمایت های دولتی نظر معافیت از پرداخت مالیات ، عوارض حقوقی گمرکی و سود بازرگانی و عوارض مالیاتی به مدت 15 سال و همچنین اعطاء تسهیلات کم بهره (بلند مدت یا کوتاه مدت) و یا بی بهره برخوردار می باشند.

شرایط پذیرش طرح های حمایتی:

ü     تقویت اقتصاد ملی کشور

ü     تقویت دفاع ملی کشور

ü     اشتغال زایی 

ü     ارتقای سطح طرح ها از نمونه ی صنعتی و یا ارتقا سطح تکنولوژی

ü     ارتقا از نمونه ضمیمه ی صنعتی محصول به نمونه ی صنعتی و تولیدی  (https://daneshbonyan.isti.ir)

                                                              

پاداش عامل موثر در جذابیت شغلی شركت هاي دانش بنيان

1)مديران شركت هاي دانش بنيان بايد در طراحي  بسته هاي پاداش به شـرايط سـني كاركنـان خود توجه ويژه اي داشته باشند و با كمي انعطاف پذيري در پي طراحي بسته هـاي پـاداش بـراي هريك از گروه هاي كاركنان باتجربه و جوان برآيند. دراين راستا اعتقاد بر ايـن اسـت كـه بـراي كاركنان دانشي جوان تركيبي از عناصر مالي و غيرمالي اعم از پرداخت حقـوق و دسـتمزد بـالا،ارائه مزايا و امتيازات مكمل بر پرداخت، توسعه و ترسيم مسير شغلي بـراي هریك از كاركنـان،توجه به يادگيري و پيشرفت تخصصي و فني آنان، توجه به مؤلفه هاي تعادل زندگي -كار، تلاش در بالا بردن جايگـاه اجتمـاعي كاركنـان و بـه رسـميت شـناختن نقـش آنـان در تحقـق اهـداف سازماني، ارزيـابي صـحيح عملكـرد و سـتايش و قـدرداني از كاركنـان فعـال و غيـره در قالـب بسته هاي پاداش فراگير، مـؤثرترين عامـل جـذ ب كننـدة كاركنـان جـوان بـه مشـاغل موجـود درشركت هاي دانش بنيان مي باشد. در حالي كه براي كاركنان دانشي باتجربه بايـد بـيش از تمركـزبر بسته هاي تركيبي يا عناصر مالي پاداش به عناصر غيرمالي اعم از  توسـعه مسـير شـغلي تـارسـيدن به مشـاغل بالاي سازماني، توجـه به مؤلفه هـاي تعادل زندگي - كـار و به ويژه انعطاف پذيري در زمان كاري، حفظ ارزش كاركنان و توجه ويژه به جايگـاه اجتمـاعي كاركنـان،به رسميت شناختن نقش آنان در تحقق اهداف سازماني و ستايش و قدرداني از آنان بـ ه واسـطةزحمات كشيده شده در طول خدمت و غيره، توجه شود (رستگار و گلشاهی ، 1395).

تجاريسازينتايجتحقيقاتعلميدرشركتهايدانشبنيان

      تجاري سازي نتايج تحقيقات و پژوهش هاي علمي در سرتاسر جهان، سياستي است كه مورد توجه ويژه دولتمردان است. آنان به خوبي مي دانند كه توليد علم يك بعد از ابعاد توسعه علمي به شمار مي رود اما علم توليد شده زماني ارزش مي يابد كه در جهت رشد و توسعه اقتصادي نيز قرار گيرد. به همين جهت تمام تلاش خود را به كار مي گيرند تا توليدات علمي دانشمندان و پژوهشگران خود را تجاري سازي و از نتايج اقتصادي اين فرآيند بهره برداري نمايند (ترکیان تبار و همکاران ، 2016)

      شرکت های دانش بنیان باید جهت توسعه محصولات جدید و کسب دانش و اطلاعات مربوط به تجاری سازی فناوری، توجه خود را از طریق یادگیری مداوم دانش، شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای خارجی و تدوین یك نقشه راه روشن و هدفمند و به طور کلی داشتن یك برنامه ریزی راهبردی افزایش دهند، علاوه بر این، توانمندی یادگیری می تواند با کسب دانش و درك بهتر تغییرات فناوری و نیازهای مصر ف کنندگان، به تجاری سازی فناوری کمك کند. در راستای این اهداف، توانمندی تحقیق وتوسعه شرکت ها می تواند راه را برای تبدیل ایده های نامشهود به محصولات ملموس هموار نمایند.   عدم توانایی لازم جهت تجار ی سازی و پیاده سازی دستاوردهای پژوهشی در محصولات و فرآیندهای جدید و عرضة آنها به بازار، یکی از نقاط ضعف عمده کشورهای در حال توسعه در فرآیند صنعتی شدن است . یکی از چالش های شرکت های دانش بنیان در ایران نیز بهبود دادن فرآیند تجاری سازی فناوری است(پاک نیت و همکاران ، 1395).  

    رادمنش و کبریایی زاده ( 2015) در شرکت های دارویی دانش بنیان تحقیقی انجام داده اند  که یافته های آن بر نقش مدیریت ارشد در توجه به چشم انداز سازمانی و استراتژی، حمایت از فعالیت های تجاری سازی و تشکیل یک سیستم مدیریت شبکه برای زنجیره تجاری سازی تکنولوژی تاکید می کند.همچنین بیان داشته اند که :

      اگر شرکت های دانش بنیان در زمینه هایی مانند تشکیل تیم های وظیفه و تیم های ریسک در توسعه محصولات جدید، تخصیص اولویت های مبتنی بر منابع و مدیریت ادراک عمومی در ارتباط با فرایند توسعه محصول جدید ضعیف باشند، هیچ تردیدی وجود ندارد که تجاری سازی تکنولوژی موفق نخواهد بود. به دلیل هزینه ها، پیچیدگی ها و خطرات پروژه های تجاری سازی ، نیاز به ایجاد یک تیم مدیریت قوی، به عنوان عامل مهمی در موفقیت پروژه های تجاری سازی در شرکت های دانش بنیان تأکید شده است.  تشکیل یک تیم ریسک پذیر به معنای یک تیم با ویژگی هایی مانند: سطح بالایی از مهارت های شخصی، توانایی انجام وظایف، مهارت و توانایی بالا به عنوان افراد واعضای گروه، سطح دانش مناسب در زمینه های مرتبط با محصولات جدید و سطوح مناسب پاداش است. (صص67-65)

              بهترين اقدام در راستاي بهبود فرآيند تجاري سازي نتايج تحقيقات علمي در شركت هاي دانش بنيان ايران در ابتدا عبارتند از: سياست گذاري صحيح در زمينه تجاري سازي تحقيقات، اصلاح ساختار و فرآيندهاي تجاري سازي تحقيقات در دانشگاه، تدوين آيين نامه ها، دستورالعمل ها و ضوابط دقيق در زمينه تجاري سازي تحقيقات، اعمال حفاظت از مالكيت حقوقي نتايج تحقيقات، ايجاد شرايط مناسب براي ثبت اختراع و انتشار نتايج تحقيقات. در گام دوم نيز نياز به تحكيم ارتباط دو سويه بين واحدهاي تحقيق و توسعه در صنايع بزرگ و شركت هاي دانش بنيان، بهره مندي واحدهاي تحقيق و توسعه صنايع از نتايج تحقيقات علمي شركت هاي دانش بنيان، برنامه ريزي مديران بخش صنعت، در ارتباط با تجاري سازي نتايج تحقيقات علمي نسبت به تحولات بازار، حمايت مديران صنايع از ايده ها و دانش توليد شده توسط محققان در شركت هاي دانش بنيان، سرمايه گذاري صنايع بر روي تجاري سازي نتايج تحقيقات علمي در شركت هاي دانش بنيان خواهد بود؛ و درگام سوم نيز تدابير مورد نياز عبارت خواهد بود از حمايت مديران ارشد از فرآيند تجاري سازي، بهره گيري از صنعت مشاوره و تجارب كشورهاي پيشرفته در زمينه تجاري سازي، تسهيل ارتباطات و فرآيند هاي درون سازماني، تقدير از كاركنان و مديران فعال در زمينه تجاري سازي با استفاده از نظام پاداش و تشويق سازماني، ممانعت نظام كنترل رسمي داخل سازمان.

نکته مهم این که عامل سياسي تاثير مستقيمي  بر تجاري سازي نداشته است. عامل فردي نيز تقريباً در جمع پنج عامل داراي نقش مستقيم، كم رنگ ترين نقش ها را داشته است؛ اما سه عامل قانون، صنعت و سازمان كه پررنگ ترين تاثير را در پيش بيني تجاري سازي داشته اند در ديدگاه متخصصين كم رنگ ترين كيفيت را در وضعيت موجود شركت هاي دانش بنيان ايران دارا بوده اند. (ترکیان تبار و همکاران ، 2016)

      تحقیقات اخیر نشان می دهد که فرایند تجاری سازی فناوری در شرکت های دانش بنیان ایرانی با مشکلات و محدودیت های عمده مواجه است. شایع ترین مشکلات عبارتند از: تمرکز منحصربفرد بر تحقیقات محض، استفاده محدود از نتایج تحقیق، استراتژیهای نامناسب برای بینش و سیاستها، زیرساخت های فناوری ناکافی، تمرکز ضعیف توسط مدیریت بر اجزای کلیدی تأثیرگذار بر توسعه تجاریسازی فناوری. (رادمنش و کبریایی زاده ، 2015)

بازاریابی در شرکت های دانش بنیان

نکوییان و حسن پور (2015) به منظور درک وضعیت بازاریابی محصولات و خدمات شرکت های دانش بنیان در داخل کشورتحقیقی  انجام داده اند که برخی از یافته های مهم در این تحقیق عبارتند از:

1-توجه ویژه به مشتری و نیازهای آن در تمام مراحل فرایند بازاریابی مشهود بوده است 2-بررسی رفتار و افکار مشتریان و تعیین اهداف بازاریابی بیشتر از طریق تعامل، فرم نظرسنجی و روابط قوی با مشتریان دائمی و قدیمی صورت می گیرد  3- اجرا و ارزیابی برنامه های بازاریابی با توجه به تحقیقات انجام شده، ضعیف بوده  و شرکت ها منفعل هستند، زیرا برنامه های آنها محدود به واکنش و رضایت مشتری است.  4- مطالعه مقایسه ای نشان می دهد که استفاده از بازاریابی چریکی و  بازاریابی مستقیم سازگار با بازاریابی شرکت های مبتنی بر دانش جدید در داخل کشور است.

نوآوری در شرکت های دانش بنیان

          شـركت هـاي دانـش بنيـان بـا توجـه بـه نقـش و اهميتـي كـه امـروزه در پيشـرفت اقتصـادي وتوسعه ملي پيدا كرده اند، مورد توجه بيشتري قرار گرفته اند. آنهـا براي پاسخگويي به مأموريـت محول شده نيازمند نوآوري مسـتمر و عميق مي باشند(دانش فرد ، 1395)

      دیدگاه دانش بنیان ، چارچوب قدرتمندی برای توضیح نوآوری رادیکال IT در شرکت ها ارائه می کند. نظریه کلی بر این است که شرکت ها  وقتی که دانش پایه ای آنها عمیق تر و متنوع تر بوده  و ارتباط شدید با محیط اطراف خود داشته باشند وبا یک روال آزمایش قوی و گسترده ترکیب شده باشند ،  تمایل بیشتری به ارائه نوآوری های رادیکالی دارند و شرکت هایی که با سرعت بیشتر و با سختی کمتر بر موانع فائق می آیند ، مستعد ارائه نوآوری های بیشتر و موفقیت بر بازار رقابتی می باشند(کارلو و همکاران ، 2012).

    تحقیقات اخیر بر نقش مدیریت ارشد در حمایت از فرهنگ سازمانی مورد نظر برای نوآوری و  تمرکز بر نوآوری داخلی ، ایجاد سیستم پاداش برای نوآوری و ایجاد سیستم برای ارزیابی ایده های مربوط به توسعه کسب و کار تاکید کرده اند(رادمنش و کبریایی زاده ، 2015).

  استفادۀ فعال از نوآوری در محصولات و بهبود مداوم محصولات، اثرات مثبتی بر عملکرد شرکت ها از جمله رشد فروش و بازده حقوق سهامداران دارد. شرکت های دانش بنیان به عنوان زایندۀ نوآوری در هر کشور از اهمیت ویژ ه ای برخوردارند. در این شرکت ها سود، نتیجة تجار ی سازی ایده های جدید و نوآورانه ای است که از تعامل میان سرمایه های دانشی و منابع فیزیکی ناشی می شوند.  می توان برای شرکت های دانش بنیان داخلی ، لزوم تمرکز بر شناسایی، جذب و بهر ه برداری از دانش جدید به ویژه برای کسب موقعیت رقابتی شرکت ،نظارت بر روند توسعه فناوری و اجرای پروژه های تحقیق وتوسعه، و توانایی بازخورد بازار و مشتری در فرآیند نوآوری فناورانه را به  عنوان توصیه اساسی مطرح کرد. بر این اساس، شرکت ها باید به صورت همزمان که در حال تقویت توانمندی های نوآوری فناورانه خود هستند به سرعت تغییرات فناوری و فرصت ها و تهدیدات در صنعت مرتبط به خود و تأثیر آن بر تولید محصولات، و اولویت های مشتریان، توجه دو چندان داشته باشند(پاک نیت و همکاران ، 1395).

توانمنديفناورانهدرشرکتهايدانشبنیان

       بنگاه هاي مختلف در طول عمر خود، توانمندي هاي متفاوتی را کسب می کنند که منبع مهم مزیت رقابتی آنهاست. یکی از مهم ترین آنها، توانمند يهاي فناورانه است که این توانمند يها با توجه به ماهیت شرکت هاي دانش بنیان و نیازشان به فناوري، اهمیت مضاعفی پیدا می کنند. در نگاه لل (Lall)  توانمندي فناورانه عبارت است از : اطلاعات ومهارتهایی - فنی، سازمانی و نهادي - که به شرکت هاي تولیدي اجازه بهره برداري از تجهیزات و اطلاعات را به صورت مؤثر می دهد.

         فیگوریدو (Figueiredo)  در مورد توانمندي فناورانه بنگاه چنین می نویسد: در شرکت هاي بزرگ صنعتی، توانمندي هاي فناورانه و نوآوري وجود دارد؛ اما شرکت هاي تازه تأسیس باید این توانمند ي ها را از شرکت هاي بزرگ در کشورهاي مختلف بگیرند. آنان در اوایل آغاز به کار، حتی توانمندي هاي اولیه را هم در اختیار ندارند. براي اینکه این شرکت ها بتوانند با رقباي بزرگ خود به رقابت بپردازند باید در ابتدا دانش فنی کسب کنند تا با استفاده از آن و در طول زمان به توانمندي فناورانه دست پیدا کنند. به عبارت دیگر آنها باید در یک فرآیند "یادگیري فناورانه" وارد شوند با توجه به این زاویه هاي مختلف در نگاه هاي ذکرشده به توانمندي فناورانه، وجه اشتراك همه آنها در سازمانی بودن توانمندي ها و لزوم فراگیري آنها در طول زمان، نکته اي بسیار کلیدي است. این یادگیري باعث می شود که سطوح مختلفی از توانمندي وجود داشته باشد که بنگاه ها هر کدام در یکی از این سطوح قرار گرفته و مبتنی بر سطح توانمندي فناورانه خود ارزیابی شوند (سوزنچی و زینالو ،1394).

 

عوامل مؤثر بر رشد و موفقیت شرکت های دانش بنیان

     عوامل متعددي در موفقيت شركت ها و استراتژي آنها موثر است. ولي تعداد معدودي اهميت استراتژيك و حياتي دارند . اين عوامل عبارتند از  عوامل مديريتي، عوامل تحقيق و توسعه، عوامل مالي، عوامل منابع انساني و عوامل بازاريابي و فروش که به تعريف آنها مي پردازيم  .

1. عوامل مديريتي

        يكي ازمهم ترين عوامل موثر بر بهبود تدوين استراتژي شركت ها ، عامل مديريتي مي باشد زيرا اين عامل مشخص مي كند كه چگونه  مديران آرمان و ماموريت سازمان را تعيين و دسترسي به آنها را تسهيل كرده ، ارزش های مورد نياز براي موفقيت دراز مدت را ايجاد مي كند ، شامل شاخص هايي هم مانند دانش و تجربه ، ميزان مشاركت ، سرعت در تصميم گيري ، خلاقيت و نواوري

2. عوامل تحقيق و توسعه

      مديريت تحقيق و توسعه يا R&D  با توجه به ارتباط مستمر و نزديك با شرايط محيطي ، به دنبال اين هدف مي باشد كه بتواند وضعيت داخلي سازمان را با شرايط بيروني منطبق سازد، تا بتواند به طور مداوم محصول جديدي توليد و ارائه نمايد و در حفظ و مراقبت از محصولات فعلي سهل انگاري صورت نگيرد . از شاخص هاي اين عامل مي توان از همكاري و ارتباط با ساير بخش ها، كشف راه هاي توليد سريع و منعطف ، دستيابي به تكنولوژي  توليد محصولات ، استفاده موثر از فرصت ها و امكانات دانشگاهي. 

3. عوامل مالي

     يكي از عوامل مهم و چالش برانگيز براي شركت هاي كوچك ومتوسط تامين مالي است، كه گاهي اوقات تامين اين منابع مالي ماهها به طول مي انجامد كه صاحبان اين سازمان را از راه اندازي كسب وكار منصرف مي سازد. از طرفي ديگر بعضاً معتقد هستندكسب وكارهاي كوچك بدون تامين مالي كافي به موفقيت نخواهند رسيد. لذا اين عامل يكي از عوامل استراتژيك كه بايد در تدوين استراتژيك در نظر داشت. داراي ابعادي همچون تصميمات براي سرمايه گذاري براي محصول جديد،  دسترسي به اعتبارات بانكي ، دسترسي به نقدينگي ، تامين منابع و عملكرد مالي شركت.

4. عوامل منابع انساني :  

     شركت هاي دانش بنيان ،باتوجه به ماهيت اين گونه شركت ها نيازمند افرادي با مهارت و تحصيلات بالا دارند. يكي از فاكتورهاي مهم و حياتي كه نقش كليدي و استراتژيك در موفقيت اين گونه شركت هاست نيروي انسانی است. يكي از مولفه هاي مهم براي ورود به بازارهاي جهاني و توسعه كشورها ، كارا نمودن كاركنان بخش توليد و خدمات است . اين متغير داراي ابعادي همچون سن ، جنس ،حقوق و دستمزد مناسب، جذب و بكارگيري مدیران كارامد از ساير سازمان ها ، توانمند سازي نيروي انساني

 5.  عوامل بازاريابي و فروش

     اولين مسئله اي كه بعد از توليد محصول جديد شركت هاي كوچك ومتوسط با آن روبرو مي شوند مساله بازاريابي و فروش محصول مي باشد، در صورتي كه اين مرحله به خوبي صورت گيرد و محصول به خوبي معرفي گردد ، در نتيجه موفقيت اين شركت ها دوچندان  خواهد شد. اين عامل داراي ابعادي مانند تبليغات مناسب ،بخش بندي بازار، تنوع مناسب كالا و خدمات ، تعيين بازار هدف، بكارگيري تجارت الكترونيك، استفاده از برند تجاري برتر ،  دامنه و مقياس مشتري، داشتن سهم بازار، مناسب بودن خدمات پس از فروش(احمدی جشوقانی و اسماعیلیان، 1395).

عوامل شناسایی شده مؤثر بر توسعه شرکت های دانش بنیان

    الف) نیروی انسانی: با آغاز هزارة سوم، هر روز نقش منابع انسانی پررنگ تر شده است تا جایی که برخی آن را تنها عامل کسب مزیت رقابتی پایدار می دانند. این امر به ویژه در کسب وکارهای دانش بنیان بیش از پیش به حقیقت پیوسته است. درنتیجه، برای یک شرکت دانش بنیان، سرمایة انسانی مهم ترین سرمایه است و هرچه این سرمایه کیفیت مطلوب تری داشته باشد، احتمال بقا، موفقیت و ارتقای کسب وکار بیشتر می شود .

    ب) عوامل حمایتی از مؤسسات  دانشبنیان: با توجه به تنوع نیازهای شرکت های دانش بنیان از خلق ایده تا تجاری سازی محصولاتشان، حمایت های گوناگونی از شرکت های دانش بنیان صورت می گیرد .

    ج) عوامل زیرساخت ها: منابع فیزیکی لازم برای پارک های علمی را می توان به فضای فیزیکی (ملک) و زیرساخت ها تقسیم کرد. در ابتدای ایجاد هر پارک باید حداقلی از فضای فیزیکی برای استقرار ساکنان بالقوه مهیا باشد. در برخی از پارک ها، یک فضای انکوباتوری نیز لازم است. فضای جداگانه ای نیز باید برای امور اداری و بازاریابی پارک از ابتدا مهیا باشد.

    د)عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری: توسعة شرکت های دانش بنیان متکی بر توسعة فناوری است؛ به سخن دیگر، مزیت رقابتی شرکت های دانش بنیان، نوآوری در فناوری است. فناوری همواره در خلق ثروت برای کشورها نقش اساسی داشته و بر سطح استاندارد و کیفیت زندگی مردم به شدت تأثیر داشته است. به طور کلی، توسعة فناوری در شرکت های دانش بنیان از جنبه های زیر قابل بررسی است: سودآوری در تولید محصول جدید و تغییر فرایندهای تولید، رقابت در حفظ و افزایش سهم شرکت از بازار محصول، کاهش هزینه های تولید، کیفیت برتر محصول، قابلیت انعطاف در مقابل بازار و پیشرفت فناوری .

    هـ) عوامل مرتبط با دولت: یکی از عواملی که در موفقیت شرکت های دانش بنیان تأثیرگذار است، مشوق ها و سیاست های حمایتی دولت است. دولت ها و سازمان های پیشرو در هدایت و رهبری صحیح تغییر و تحولات دانش محور نقش اساسی ایفا می کنند و عاملی مهم در شکل دهی اقتصاد دانش بنیان هستند.

     و) عوامل فرهنگی و اجتماعی: عوامل فرهنگی عواملی هستند که محیط استقرار پارک ها را برای پذیرش عملکرد آن، همکاری مؤثر با آن، گسترش خلاقیت و نوآوری و ترویج کارآفرینی آماده می کنند. در زمینة عوامل اجتماعی نیز سطح بالای تحصیلات و استانداردهای زندگی از عوامل شایان توجه است، زیرا زمینه ای مناسب را در شهروندان برای تطابق خویشتن با مفاهیم جدید شهر دانش فراهم می کند (منصوری و همکاران ، 1396).

نقش زیرساخت ها و محیط فیزیکی بهبود عملکرد شرکت های دانش بنیان

    توجه به رابطه بین قابلیت های زیرساختی و فرایندی مدیریت دانش و نفش حمایتی زیرساخت ها در ارتقای فرایندهای مدیریت دانش  موجب رشد یادگیری سازمانی خلاق و در نهایت عملکرد سازمانی می شود بنابراین تنها توجه به کارکرد یک بعد از قابلیت های مدیریت دانش نمی تواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک کند و  مدیران  برای موفقیت در عملکرد سازمانی باید به طور همزمان به قابلیت های زیرساختی و فرایندی مدیریت دانش و رابطه بین آن ها توحه داشته باشند (باقری و همکاران ، 2015).

    محیط فیزیکی کار می تواند نقش مهمی در توانمند سازی ساختاری،  توانمند سازی روانشناختی ، تقویت روحیه  کار، رضایت شغلی و تعهد سازمانی داشته باشد لذا برای افزایش خلاقیت سازمانی به عنوان یک عامل حیاتی ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان، طراحی و ایجاد و توسعه یک محل کار با امکانات فیزیکی مخصوص و مناسب ضروری است (کفاش پور و قریب پور ، 2016).

    اکثر مدیران نقش حیاتی ساختار سازمانی در فرایند  نوآوری را تأیید می کنند اما تعداد کمی از آنها دریافتهاند که  فضای فیزیکی نیز به همان اندازه مهم بوده و بر فرایند نوآوری تاثیر عمیقی  می گذارد (موریس، 2016).

    اگر سازمان ها می خواهند در بازار امروز رقابت کنند باید از طریق محیط کار فیزیکی خلاقیت کارکنان خود را پرورش دهند .همچنین باید  محیط  کار را امن، راحت و خلاق  نگهدارند به گونه ای که باعث افزایش بهره وری و رفاه کارگران  شود (کفاش پور و قریب پور ، 2016).

 

 

پیشنهادات
    آرمان و شفیعی ( 1396) در تحقیقی تحت عنوان قابلیت هاي رقابتی در شرکتهاي دانش بنیان پیشنهادات زیر را به شرکتهاي دانش بنیان ارائه داده اند:

ü     شرکتهاي دانش بنیان با پویش مستمر محیط کسب و کار به منظور خلق دانش جدید براي توسعه یادگیري استراتژیک شرکت اقدام کنند.

ü     شرکتهاي دانش بنیان ضمن تشویق همکاران به گردآوري دانش جدید در حوزه کسب و کار مربوطه، جلسات تفسیر دانش خلق شده در شرکت به منظور هماهنگ سازي نگاه و رویکردهاي همکاران درون شرکت تشکیل دهند.

ü     شرکتهاي دانش بنیان برنامه استراتژیک مدونی براي خود تهیه کنند و چشم انداز و اهداف خود را صراحتاً با در نظر گرفتن اهداف رقبا تبیین نمایند.

ü     شرکتهاي دانش بنیان سناریوهاي آتی رفتار رقبا و محیط را به منظور ارتقاء چابکی خود ترسیم و تمرین کنند.

ü     شرکتهاي دانش بنیان ضمن ترسیم زنجیره ارزش خود، شیوه هاي ارزش آفرینی بیشتر در زنجیره ارزش را مطالعه و بررسی نمایند. و ضمن ارگانیک ساختن ساختار خود، به تیم هاي مستقل جهت ارتقاء وضعیت ارزش آفرینی اختیار تام دهند.(صص45-44)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

  • آرمان، مانی و شفیعی، محبوبه (1396). قابلیت هاي رقابتی در شرکتهاي دانش بنیان مدلی براي تبیین نقش

چابکی استراتژیک و یادگیري استراتژیک. مطالعات مدیریت(بهبود و تحول)، سال بیستوپنجم، شماره 83 ، صص45-44

  • ·        احمدي جشوقاني، عبداله و اسماعيليان ، غلامرضا(1395). ارزيابي اولويت بندي عوامل موثر بر بهبود تدوين

استراتژي شركت هاي كوچك و متوسط دانش بنيان با استفاده از مدل ANP   مورد مطالعه شركت هاي مستقر در شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان .  نشريه علمي پژوهشي مديريت فردا، سال سيزدهم، شماره 43 ،صص116-113

  • ·        انصاری، منوچهر و حق شناس گرگابی، محمد( 1396). شناسایی و تبیین عوامل کلیدی موفقیت 

دانش محور شدن  شرکت های تولیدی ایران بر اساس روش نظریه  زمینه ای. فصلنامه مدیریت توسعه کارآفرینی، دورة سوم، شمارة 5، صص47-46

  • ·        پاک نیت، مریم ، انصاری ، رضا و شاهین ، آرش (1395). تحلیل تأثیر توانمندی های نوآوری فناورانه بر

تجاری سازی فناوری و عملکرد شرکت های دانش بنیان استان اصفهان. نشریه علمی – پژوهشی مدیریت نوآوری. سال پنجم، شماره 3. صص66-64

  • ·        دانش فرد،  كرم اله (1395). اولويت بندي نقش ساختارهاي دانش محور پايه و پشتيبان در فرآيند نوآوري در شركت هاي دانش بنيان . فصل نامة علمي، پژوهشي ابتكار و خلاقيت در علوم انساني ، دورةپنجم، شمارة چهارم. صص230-
  • ·        رستگار، عباسعلی و گلشاهی ، بهنام . (1395). شناسايي عناصر بستة پاداش فراگير مؤثر در درك جذابيت شغلي در شركت هاي دانش بنيان:اثر  تعديلگر سن كاركنان دانشي . پژوهش هاي مديريت در ايران، دوره 20، شماره 3. صص111-109
  • ·        سوزنچی کاشانی، ابراهیم ، زینالو ،  مهدي  (1394). بررسی الگوي کسب توانمندي فناورانه در شرکت هاي

دانش بنیان تولید تجهیزات الکترونیکی . فصلنامه علمی-پژوهشی   سیاست علم و فناوري ، سال هفتم، شماره 3، صص26-23

  • قانون حمایت از شرکتهای دانش بنیان، 1389 . تهران
  • ·        منصوری، سمیه ، وظیفه، زهرا و یوسفی طبس ، حلیمه(1396). اولویت بندی پیشران های عوامل اثرگذار در

راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان ، فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 10 ، شمارة 2،صص324-323

 

                                                                                                           

 

 

  • Bagheri, Rouhollah., Hamidizadeh, Mohhamad Reza.,& Sabbagh, Parisa.(2015).

 The mediator role of KM process for creative organizational learning case study :Knowledge based companies. VINE, Vol. 45 , Issue: 3, pp.420-445

  • Carlo, Jessica Luo., Lyytinen, Kalle.,& Rose, Gregory M.(2012). A

knowledge-based model of  radical Innovation in Small Software Firms. MIS Quarterly ,Vol. 36, No. 3 , pp. 865-870

  • Kafashpour, Azar.,&  Gharibpour,  Mahshid.,(2016).  The

Relationship between   Physical Workplace Attributes and Organizational Creativity, Case Study: Knowledge-based Companies.  Armanshahr Architecture & Urban Development, Vol. 9, Issue: 16,  pp. 105-114

  • Morris, Langdon. (2016). Four Tools to Support Creativity and Innovation,

 : http://www.innovationmanagement. se

  • Nekoeian, Hamid & Esmail Hassanpour, .(2015). , Investigation and identify

 of marketing process knowledge-based companies inside of Iran: https://www.civilica.com/Paper-ICMNGCONF01-ICMNGCONF01_044.html

  • Radmanesh, Ramin., & Kebriaeezadeh, Abbas.(2015). Factors

 affecting technology commercialization in Iranian knowledge based pharmaceutical companies. Journal of Pharmacoeconomics and Pharmaceutical Management; 1(2):pp. 65-68

  • Torkiantabar,  Mansour.,  Mohammad Esmaeil,  Sedigheh.,&  Nooshin Fard, Fatemeh.(2016).  Commercialization of Scientific Research Results of

Knowledge-Based Companies in the Field of Medical Sciences (Case Study: Iran). The Open Access Journal of Resistive Economics (OAJRE) , Vol 11, No 73

 

 

.,



[1] . Creativity

[2] . Innovation

[3] . flexibility

[4] - Knowledge-Friendly Basic Structures

[5] - Knowledge-Focused Support Structures

[6] - Team-Based Organization

[7] - Lean Teams

[8] - Just In Time

[9] - Chief Knowledge Officer(CKO)

[10] - knowledge broker